تبليغاتX
U L T R A T I M E

     درجامعه کنونی ما گاه ،فقدان عنصر اعتماد،می تواند موفقیت ترین کسب وکارها را به ورطه نابودی واضمحلال سوق دهد. اما سطح بالای اعتماد (درمقابل سطح پائین آن) به خوبی قابل تشخیص است. درروابطی که برپایه اعتماد بالا قرار دارند، حتی اگر شما قادر به رساندن مفهوم مورد نظر خود هم نباشید،افراد،متوجه منظورتان می شوند. اما درروابط مبتنی بر اعتماد پائین،هرقدر هم که حساب شده ودقیق سخن بگویید،بازهم طرف مقابل شما دچار سوء تفاهم می شود. دوستان گلم اعتماد تابعی ازشخصیت وقابلیتهای فردی است، هم می توان آن را ساخت وهم اینکه ویران کرد. اگر شما بتوانید اعتماد یک نفر را جلب کنید، به سرعت سایرین هم به شما اعتماد می کنند. ازسوی دیگرشاید بارها براتون اتفاق نیز افتاده باشه که با صداقت سخن گفتن وبدوراز غرض ومرض قادرخواهید بود ارتباطی را بین بسیاری از مخاطبین ناشناخته خود برقرار  کنید که فرسنگها ازشما دورند که هرگزنه نیازبه سخن گفتن با استفاده ازابزار ارتباط جمعی ندارید ، بهش میگن گفتگوی خاموش دلها که بین مخاطبین مشابه پدید می آید،البته درفرهنگ بیگانه گاهی ازاون به عنوان" تله پاتی" نیز نام برده ،شاید بارها براتون اتفاق افتاده که بعضی مواقع می خواهید پیامی یا کلامی را برای کسی القاء کنید، قبل ازاینکه حرکتی رو انجام بدی میبینی با سرعت غیر قابل تصور که زمان آن غیر قابل اندازه گیری است مخاطب شما پیام ونظر شما را گرفته، البته  این ایده منه شاید شما هیچکدومتون حرفای منو قبول نداشته باشید ولی خب چون من حرفای فوق را عملا درک کردم وبرام بارهااتفاق افتاده بهشون معتقدشده ام و بهشون ایمان دارم..

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:47  توسط علی | 

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 19:46  توسط علی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نام : علی

وضعیت : متاهل

سن :39

پیوندهای روزانه
روزنامه های کشور
علی (Aladdin)
Bi To Albumhaa
پدرام (الهه ناز)
آرتمیس
شبزده (هادی)
رضا (همکلاسی)
آوا
H I V A
وبلاگ معصومه
مهاب زندگی
دارالایتام
سر به هوا (محمدعلی)
بیقرار (مسعود)
لیلی (بزم شبانه)
غریبانه
ندای نیاز
چفیه یعنی عشق
پرستش
حامد
رامین (دوهم نفس)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
پیوندها
ستاره آسمانی (زهرا)
زنده رود
کمیته آموزش وآگاهی (ircold)
آسمان کویرکاشان (ارسلان)
صفایی
ققنوس (پرنده آسمان)
جستجوی فیلم
معنی لغات
آب وهوای کرمان
شادی (رویای آرزوها)
magy
شرکت اندیشه آزما
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM