تبليغاتX
U L T R A T I M E

 

سوال : عرفان چیست وعارف کیست؟

 

استاد : هرآنکس که نفسش برده اش باشد عارف است.

 

           گاهی می گوئیم عرفان چیست؟ وگاهی می گوئیم عارف کیست ؟ هرکس بخواهد عارف باشد باید ذات درونی خویش را بشناسد وهرکس خویش راشناخت خدای را،وهرکس خدای را،فرامین اورا،وهرکس فرامین اوراهمانگونه که براو عرضه داشته شده است عامل باشد عارف است.وعرفان ممزوجی ازبشرشناسی،جاندارشناسی محیط وسیالات شناسی وکلا منظومه شناسی وهرآنچه را دراین دارفناست شناختن است.عارف نه آن است که بکنجی رود وگنج عرفان رادربغل گیرد عارف آن است که به جمع رود وزیبائیها را نه ازبرای نفس ،تفسیر نماید ویا خویش را ازروئیت آن زیبائی زندانی ومحروم کند.بلکه عارف آن است ببیند وبشناسد که خالق این زیبائی کیست.مثلا،عارفی که انسان زیبائی رامی بیند.

 

 

 

          اولا نفس سرکش را درزندان دل خویش را دربند می کندووقتیکه به آن انسان زیبا رسید نمی گوید عجب انسان زیبائی ،عارف می گوید عجب خالق توانایی،عارف بهنگام دیدن زیبائی ،تنها زیبائی نمی بیند،عارف استهلاک زیبائی را وعدم این زیبائی را نیزمی بینددراثر گذرزمان دریک لحظه وگاهی ثانیه وکسری ازثانیه ای هم عظمت خدارا درخلقت می بیند وهم عدم زیبائی را درزیبائی می بیند. چرا اینگونه می بیند؟چراکه وقتی زیبائی را می بیند خدارا می بیندومی پندارد این زیبائی زیبا نیست ،خدا زیباست . وقتیکه عدم زیبائی این زیبا را می بیند دل بستن به این عدم ،بازایستادن ازآن زیبائیست. ولذا محو این زیبائی نمی گردد. عارف این چنین زیبائی رامی بیند.بادیدن یک انسان زیبا خدارا می بیندوبا آن همه زیبائی قدرت خدا را می بیند. درخلقت زیبائی عدالت خدا را می بیند درعدم ومعدوم شدن این زیبائی بقای زیبائی خدا را می بیند وفناء زیبائی این انسان را ،عارف هیچگاه شیفته جمال زیبا نمی گردد عرفا بادیدن جمال زیبا تسبیح خدارا میگویند وعظمت خدارا،واین شکر وسپاس پله ای است ازپله های عروج یک عارف بسوی او ،

 

        اما یک شخص عادی بواسطه عادت،ترس،رودربایستی ویا تصرف بهشت نماز بجای می آورد،عارف بهیچ وجه برای بدست آوردن رضای خدا نماز نمی خواند چون نماز وسایر عبادات درکلام وحی آورده شده وظیفه است نه ارفاق وترس ووهم. پس عرفان جایگاهی رفیع دارند.پس شاید من ،تو وما شاید براحتی بتوانیم عارف گردیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 14:4  توسط علی | 
 

علی، فصیح ترین شعر حیات و زیباترین آواز آفرینش است.

آسمانیان همه از شراب عشق علی (ع) نوشیده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اینکه زمنیان را فرصتی است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشویند و به نور وجودی او رخ برگشایند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوریدگی پا به عرصه خاکی نهاد. او علی است و خدایش اعلی. او که مهتاب سپیدی رویش را از او دارد و کوچه ها همه بی قرار اویند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حدیث و اعجاز است و نگاه هستی بخشش پیاله جان ها را از شور زندگی، عشق و شیدایی لبریز می کند؛ او معشوق خداست.

 

 

میلادش بر ما تا همیشه مبارک.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:48  توسط علی | 

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد.

چون بر این باورند که:

  یا راهی خواهم یافت...

 یا راهی خواهم ساخت.

فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند،

  بلکه....

  شخص دیگری فرصت از دست داده ما را

 

تصاحب خواهد کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:6  توسط علی |