![]() |
![]() |
|
|
امروز که وجودت سرشار ازعشق معنویت گردیده، ودراین عرصه فانی روحت طاقت ماندن دراین سرای فانی را ندارد،تو معنای چگونه زیستن را یافته ای ،ودرتکاپوی رسیدن به منشاء خود هستی،باید بدانی که چند صباحی دراین قفس جسم گرفتار خواهی بود ،هرچند سالهاست که الفبای پروازرا آموخته ای وبا پروازهایت خاطرات مانده درذهنت را به چشم حقیقت دیده ای ،لحظه ها که می گذرد تو خواهان پروازی هستی که ازفاصله ها نظاره گرحقایق این جهان باشی،پس بدان زندگی امتدادش از بهم پیوستن لحظه ها است ،یا بهتر بگویم همان لوح ماندگاراعمال ،که لحظات روحانی وملکوتی ،ولحظات شیطانی که عامل آن بوده ایم دراین لوح به ثبت رسیده است،این واقعیتی محض است ،که زمانی دربرزخ نوارفیلم زندگی اعمالت را مرور خواهی کرد،پس به کوش که سطح زیرمنحنی معنویتت به بینهایت برسد .ودرهنگام نمایش فیلم لحظه ها تمام لحظاتت سرشار ازعشق به معشوق باشد. نه لحظات پرازرنج واضطراب که بسیار جان فرساست و آرزو خواهی کرد ، خدایا مرا لحظه ای برگردان تاجبران نمایم واما بدان دیگر امکان برگشتی نیست.
...................
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 21:17 توسط علی |
|
|
از هر روزنه خطي كشيده شده به قانون جاودانگي و روزنه ها پلــــهاي عبورند براي گذر از خويش و عــــــروج تا آن سوي باورها ... روزنه ها حرفي از آغــــــازند و نفس ها براي ادامه محتاج آغـــــــاز........ « حتي رويش بي بهانه گلهايي كه درون انسانها جايي نزديك بودن جوانه مي زنند» پنجـــــــره ها همان روزنه اند كه وسعتي صادقانه مي يابند، پنجــــــره ها گشوده مي شوند تا بگويند حرفهاي نگفته را و آشكار شود حقيقت زلال انديشه، پنجـــــــره ها گشوده ميشوند تا بياموزند راه زيستن را و تكرار كنند قانون محبت را و با الفباي زرين عــــشق برلوح زمان رحي جاودانه زنند چه سخت است سوگ پنجــــــره ها و چه اندوه بزرگي است زماني كه آفتاب بدون بودن مردي طلوع كند كه از هزاران پنجـــــــره گشوده تر و از تمامي روزنه هاي حقيقت زلال تر است آن زمان كه چشمه ناب ترين انديشه ها و آبي بي كرانه عميق ترين باورها دنياي كوچك انسان ها را براي صعود به قله هاي مرتفع رستگاري و پيوستن به آغاز دل پذير خويش ترك گويد اشك هاي بي قراري كمترين ياد بود فراق پنجــــــــره هاست!... .................................
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 10:47 توسط علی |
|
|
امام جواد (ع) : صبر را تكيه گاه خود كن و فقر را در آغوش بگير ، شهوات را دورافكن و با هواي نفس مبارزه كن و بدان كه از ديد الهي نهان نمي گردي پس بنگر كه چگونه اي .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 9:29 توسط علی |
|
|
بعضيها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،بعضيها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،بعضيها شعرشان نو است، فكرشان كهنه، بعضيها يك عمر زندگي ميكنند براي رسيدن به زندگي،بعضيها زمينها را از خدا مجاني ميگيرند و به بندگان خدا گران ميفروشند. بعضيها حمال كتابند،بعضيها بقال كتابند،بعضيها انبارداركتابند،بعضيها كلكسيونر كتابند بعضيها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان،بعضيها اصلا قيمتي ندارند، بعضيها به درد آلبوم ميخورند،بعضيها را بايد قاب گرفت،بعضيها را بايد بايگاني كرد، بعضيها را بايد به آب انداخت،بعضيها هزار لايه دارند بعضيها ارزششان به حساب بانكيشان است، بعضيها همرنگ جماعت ميشوند ولي همفكر جماعت نه، بعضيها را هميشه در بانكها ميبيني يا در بنگاهها.بعضيها در حسرت پول هميشه مريضند، بعضيها براي حفظ پول هميشه بيخوابند،بعضيها براي ديدن پول هميشه ميخوابند،بعضيها براي پول همه كاره ميشوند. بعضيها نان نامشان را ميخورند،بعضيها نان جوانيشان را ميخورند،بعضيها نان موي سفيدشان را ميخورند،بعضيها نان پدرانشان را ميخورند، بعضيها نان خشك و خالي ميخورند،بعضيها اصلا نان نميخورند، بعضيها با گلها صحبت ميكنند،بعضيها با ستارهها رابطه دارند. بعضي ها صداي آب را ترجمه ميكنند.بعضي ها صداي ملائك را ميشنوند. بعضي ها صداي دل خود را هم نميشنوند.بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نميدهند. بعضي ها در تلاشند كه بيتفاوت باشند.بعضي ها فكر ميكنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست. بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود ميدانند. بعضي ها فكر ميكنند پول مغز ميآورد و بي پولي بي مغزي.بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر ميكشند. بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه ميگيرند.بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نميكشند. بعضي ها يك درجه تند زندگي ميكنند، بعضيها يك درجه كند.هيچكس بيدرجه نيست. بعضي ها حتي در تابستان هم سرما ميخورند.بعضي ها در تمام زندگيشان نقش بازي ميكنند. بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ. بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر، بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي به وسعت كل هستي. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 9:21 توسط علی |
|
|
انسانها دارای دولبه متضاد ومتغیر ازیکدیگرند،گاهی انسان درجوانی احساس فرتوتی می کند وجهالت ونبوغ او درحیطه جهالت اوست ورشدی که می نماید رشدلایعقل وندانم کاریست،گاهی شعله ای خرمن آتشین وی را نمی تواند تغیر دهد،می سوزد. اما متغیرنمی شود،گاهی جرقه ای وشمه ای ازگذشتگان به عنوان یک جرقه بریک گوش می رسد وباهمه تعدیها وانحرافات برمی گردد .وروشن می شود وشعله منور وسوزانش به شعله منور وغیرسوزان تبدیل میشود. این به ناگاه ره یافته می گردد،ره یافتگان بعداز عدم جسم ره یافته می شوند. گاهی دراوج سادگی معجزه می کنند،گاهی دراوج فکر وفکوریت ودانایی ظلم وتعدی می کنند.
تنهايي سرگشته در اين دنياي بي در و پيكر كه به دنبال اصل خويش مي گردد. ------------------------------------------------------------------------- گویند : صاحب دلی ، برای اقامه ی نماز به مسجدی رفت . نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس از او خواستند که پس از نماز ، بر منبر رود و پند گوید . او پذیرفت .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 21:1 توسط علی |
|
|
ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاریست عطر پاک نفست سبز و رها از آسمان جاریست نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاریست ***** تونسیم خوش نفسی من کویر خار و خسم گر به فریادم نرسی من چو مرغی در قفسم تو با منی اما من از خودم دورم چو قطره از دریا من از تو مهجورم ***** چگونه فریادت نزنم چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی اگر زمین ویرانه شود جهان همه بیگانه شود تویی که با مایی *****
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:17 توسط علی |
|
|
نماز عشق دو رکعت است ، رکعت اول ترک تن ، رکعت دوم رهایی روح و این یعنی شهادت و چه قرابت غریبی است میان شهادت و مظلومیت. حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموختهاست و راه كربلا ميشناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه ميداند جان بهاي ديدار است. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است، اما ريختن آن در پاي محبوب شيرين تر است؛ و نگو شيرين تر، بگو بسيار بسيار شيرين تر. در ملكوت اعلا جز شهيد زنده نيست و حيات ديگران اگر هم باشد به طفيل شهداست. سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق ميدانند كجايند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشينند؟ سر مبارك امام عشق بر بالاي ني رمزي است بين خدا و عشاق، كه اين است بهاي ديدار. در عالم رازي هست كه جز به بهاي خون فاش نميشود. هنر آن است كه بميري، پيش از آنكه بميراندت، مبدأ و منشأ حيات آناناند كه چنين مردهاند. اي شهيد! اي آنكه بر كرانهي ازلي و ابدي وجود برنشستهاي! دستي برآر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش
یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عطشانا عطشانا عطشانا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 13:13 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نام : علی
وضعیت : متاهل سن :39 |
| پیوندها |
|
ستاره آسمانی (زهرا) زنده رود کمیته آموزش وآگاهی (ircold) آسمان کویرکاشان (ارسلان) صفایی ققنوس (پرنده آسمان) جستجوی فیلم معنی لغات آب وهوای کرمان شادی (رویای آرزوها) magy شرکت اندیشه آزما |
|
RSS
|