تبليغاتX
U L T R A T I M E

قصه عشق ما را بايستي با غروب بود تا دانست

 
و با هواي ابري پاييزان


و با مرغي كه به ناچار براي ميله هاي بي احساس قفس نغمه سرايي مي كند.


ماجراي غم انگيز ما را در محفل شمع و پروانه بايستي شنيد


و در عمق لبخندهاي پيوند خورده با اشك و در آه سوزان سينه هاي داغ ديده


غم فراغمان اگر چه بسيار است اما...


وسعت يادمان هر روز بيشتر و بيشتر...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 20:40  توسط علی | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 15:16  توسط علی | 
 

از تاریکی بالا میروم و سرم را از آسمان بالا میبرم

 

 تا ببینم آنجا

 

در دور دستها آسمان به چه رنگ است؟

 

نردبان رویاهایم را بردیوارآرزو تکیه میدهم وازآن بالا میروم

 

   چه سرزمینهای عجیبی!

           

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 23:17  توسط علی | 
 

 

 

مهربانا !

در رونق این عالم ودر تنوع کائنات چیزی جز

خداوندگاری تو مشهود نیست.

با این همه از ادراک ذات اقدس تو همه

درمانده و حیرانیم.

همه چیزمان را از ما بگیر اما!

ادراکاتمان را تعالی بخش.

مسیر تماشای خویش را بر ما هموار ساز.

که بدون سیر در جاده هشیاری هرگز

به خلیفه اللهی ات نخواهیم رسید.



+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:6  توسط علی | 
 

علی (ع) یک شخص نیست! یک مکتب و فرهنگ و عصاره یک ایدئولوژی است. علی بزرگمردی است که تاریخ او را می ستاید و امروز ولادت اوست. ولادت مردی که ۱۴۰۰ سال قبل متولد شد. اما هنوز نام و یادش در ذهن هاست.  به نظر من علی (ع) از دو جهت برای ما حائز اهمیت است. اول آنکه امام اول ما شیعیان است و خلف نبی اکرم(ص) که آیات قرآن کریم نیز با نام صراط مستقیم و ولی مومنان و صاحبت علم الکتاب و... او را ستوده است. و دوم آن که الگویی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است. سیره و منش امیرالمومنین چه در ۵ سال حکومتش و چه در عمر ۶۳ ساله اش الگویی جاودانی و پایا و پویا است. با آن که جامعه مدنی و حوزه عمومی و مفاهیمی چون حقوق بشر و شهروندی و دموکراسی و... هنوز در جامعهء سنتی و توده ای زمان او ایجاد نشده بود، اما سخنان او، کردار او، رفتار او و کنش اجتماعی او در احترام به حقوق بشر، حقوق زنان، حتی حقوق حیوانات، احترام به مشورت، تساهل و کثرت پذیری فوق العاده او (خصوصا در مواجهه با خوارج)، عقل گرایی و عقل محوری (خصوصا در کلام)، احترام به کرامت و آزادی انسان و دوری از سیره استبدادی و خودرایی که امری پسندیده در آن زمان بود، جلوه هایی اندک از خورشید تابان شخصیت اوست. او سیمایی پرفروغ بود که نورش تا امروز ادامه دارد و متاسفانه از دو جنبه بهره گیری از علی(ع) با مشکل مواجه است. یکی از سوی آنانی که او را فوق بشر و دست نیافتنی و لاهوتی و الهی می دانند و هر کس را از نزدیک شدن به او نیز بر حذر می دانند و آنقدر در مورد علی و فرزندانش غلو می کنند که ما بین خدا و علی فاصله کمی قائلند. و دیگر از سوی کسانی که شاید به واسطه عکس العمل به گروه اول، علی را مخصوص دوران خودش دانسته، چشم بر سیره و رفتار او می بندند و حتی عقیده و احترام به او را منافی ختم نبوت می پندارند.

اما علی (ع) زنده است و پاینده، کاش همه ما صادقانه تر و عاقلانه تر می اندیشیدیم. کاش بیشتر او را میشناختیم و بیشتر از کلام و کنش او بهره می بردیم. کاش علی را واقعا می شناختیم. اصلا کاش گاهی هر وقت میخواستیم سری به نجف میزدیم! سری به خانه علی در کوفه! سری به کعبه و شکافی که هنوز به احترام علی باقی گذاشته اند. راستی یک سوال جدی: اگر امروز علی به این دوران می آمد چه می کرد و برخوردش با مفاهیم و دست یافته های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و فلسفی غرب چه بود؟ مثل ۱۴۰۰ سال قبل عمل میکرد یا تسلیم میشد  و یا روشی دیگر داشت؟

به هرحال میلاد علی است. میلاد تنها فردی که در کعبه خانه خدا متولد شد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 22:36  توسط علی | 

 

میلاد با سعادت نهمین ستاره درخشان آسمان ولایت وامامت حضرت امام جواد(ع) را به شما دوستان عزیز تبریک میگم. 

در اين متروکه جایی‌که برایم مانده بود و بس،
در آواز سیاهی ها…
ندامت را به حس خسته و بی‌جان خود دیدم
و فهمیدم که در مرداب ذلتها رها بودم
و من در ناکجای شهر شب،
به دنبال گریز از هر ندایِ صادقی بودم.

در آن بن‌بستِ دلتنگی که هر لحظه
برایم مثل مرگی بی‌هدف در زیر سقفِ خستگی بود،
خودم را مرده‌ای دیدم که می‌نالد و می‌خواهد رهایی را….
خودم را مرده‌ای دیدم که مانده در عميق یک کویر سخت
خودم را هیچ می‌دیدم،
خودم را خسته می دیدم
و تنها دور از آن حسی که چون رودی حضور ذهن من را نور می‌بخشید.
همان نوری که در دنیای تاریکم،
چنان مهتاب می‌تابید و من را زنده‌تر می‌کرد.
ولی من بی کس و تنها،
رها در سایه‌های مبهم و تردید،
به دنبال نگاه و دستی از سمت خدا بودم.

خودم را دور می‌دیدم و کمرنگي بدام ِ رنگی دلها
صدایی را شنیدم، سایه‌ها رفتند و من ماندم…
حقیقت‌های دل را باز حس کردم و خود گشتم.
هجوم انتظاری کهنه در من شعله ور گردید
و من در ابتدای راه سختی‌ها به خود گفتم:
که می‌مانم و می‌مانم و می‌گردم که خود را باز بینم در مسیر روشن فردا.

طلوعی در من تاریک، روشن شد
و آن نور تجلی بخش آرامش، وجودم را هماهنگِ عبادت کرد.
وجودم را جلا بخشید و احساس غریبم را مرمت کرد
و من چون ناخدای کشتی امید،
هدف‌های عبورم را، صفا دادم
و خود را از غبار بی‌کسی‌ها و رها‌یی‌‌ها، جدا کردم
و آن رود همیشه پاک و جاری و غزلخوان هوای صبح تو گشتم.
چنان پروانه‌ای عاشق که می‌چرخد به دور شمع ایمانش و می‌میرد برای او که
معبودی‌ست، خالق.

حقیقت را به لوح قلب خود حک می‌کنم، تا بدانم که چه می‌خواهم
و قلب زخمی‌ام را باز می‌بینم.
به فکر آن نگاه تازه می‌افتم
و اشک لحظه‌های نا امیدی و ندامت را به روی گونه می‌بینم.
خدا را باز می بینم،
امیدم روح می گیرد و همراه اقاقیها به دشت روشنی می‌تازم و محکم همانند همان کوه اراده بر سر راه تو می آیم و
در دل‌، پر‌طپش، مغرور می‌گویم:
         تو که الهام بخش لحظه‌های خسته‌ام هستی ……

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 22:42  توسط علی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نام : علی

وضعیت : متاهل

سن :39

پیوندهای روزانه
روزنامه های کشور
علی (Aladdin)
Bi To Albumhaa
پدرام (الهه ناز)
آرتمیس
شبزده (هادی)
رضا (همکلاسی)
آوا
H I V A
وبلاگ معصومه
مهاب زندگی
دارالایتام
سر به هوا (محمدعلی)
بیقرار (مسعود)
لیلی (بزم شبانه)
غریبانه
ندای نیاز
چفیه یعنی عشق
پرستش
حامد
رامین (دوهم نفس)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
پیوندها
ستاره آسمانی (زهرا)
زنده رود
کمیته آموزش وآگاهی (ircold)
آسمان کویرکاشان (ارسلان)
صفایی
ققنوس (پرنده آسمان)
جستجوی فیلم
معنی لغات
آب وهوای کرمان
شادی (رویای آرزوها)
magy
شرکت اندیشه آزما
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM