![]() |
![]() |
|
|
زمین همانگونه که درقران است ازبرای رفع نیاز وحوائج وآسایش انسان خلق شده است تا انسان درآن بکارد وآب ازآسمان به فرمان حق فرود آید تاکشتزارها برویند ومحصولات آن ازیک دانه به هفتاد وازده دانه به هفتصد دانه وتولید مثل شود وهمه نعمتها از آب ،خوراک وتمام ماکولات ومشروبات و... ازبرای آن نیست که انسان تن پرورد . بلکه ازبرای آن است که تن راآماده عبادت حضرت حق کند .پس زمین جایگاه تن پروری نیست زمین وسیله ای است ازبرای عروج انسانها،وعروج انسانها هفت مرتبه دارد هرکس این رتبات را بپیمایداورا می نامند که عروج نموده است ،وهرکه را به معراج رود اورا کامل واکمل انسانها می نامند،پس یافتیم زمین محل آسایش انسان به تنهائی نیست. زمین وسیله رشد ونمو ظاهری وباطنی انسان است ،بکارد ،بدرود،بخورد ،بیاشامد وعبادت حق را بنماید. همیشه می گویند درکتب آسمانی وهرپنچ کتاب آسمانی، نمی گویند نیکوکاران برزمین می روند،همه اقراربه آن دارند که نیکویان عروج می کنند وهمه به بالا می روند وپلکان ترقی هفت آسمان را طی می کنند. وخداوند زمین راخلق کرد تاشمایان فاتح هفت آسمان روحانی شوید وهیچ موقع ناامید ازفتح آن نباشید. شمارانعمت بیش باد،وخسران کم،شمارا رحمت وسیع وعقوبت کم،وهمه تان را رحمت واسعه حق کثیروضلالت وگمراهی نیست ونابود. سعی کنید اخلاص درعمل را دردنیا باهیچ سرمایه دنیا معاوضه نکنید،که اگر کنید پشیمانی شما رامی سوزاندونابود می کند.
به حقیقت دررفت وآمد شب وروز بلکه درهرچیزی که خدادرآسمانها وزمین خلق فرموده برای اهل خرد وتقوی علامت ونشانهای خدا پدیدار است . البته آنهائی که به لقاء مادل بسته وامیدوارنیستند وبه زندگی حیوانی پست دنیا دلخوش ودلبسته اند وآنهائی که ازآیات ونشانه های ما غافلند.همه اینان هستند که عاقبت به کردارزشت خود درآتش دوزخ ماوی گیرند آیه 6تا8 سوره یونس
واما سوته دلان: سوته دلان گروه وجمعی اند وبرخی مواقع جمعیتی قلیلند که به دنبال حقیقت حقه بشری ودامن زدن به عقائد مختلفه ادیانند. که دربستر این افکار وکند وکاش درافکار متدینین ومتغیرین دراموردینییه وسیاست وهمه امور منبسط ازافکارجولان گر گروههای متغیرومحقق درامور دین، می خواهند ادیان را باتحقیقات راسخ خودرازهای ناگشوده را شدنی ،وضمن گشادن این حقایق به اعلاءعلییین راه یابند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 0:36 توسط علی |
|
|
شهادت امام هادی(ع) بر تمام آزاداندیشان جهان تسلیت باد.
چقدر از زمانی که قبر حسین(ع) به خیش کشیده شد و گندم کاشتند می گذرد؟ فکر ميکردم اين کارها فقط از خلفای جاه طلب و جاهل برمیآيد... فکر میکردم اين کارها فقط متعلق به عصرهای گذشته بود؛ نه زمانی که ادعای تمدن بشريت سر به آسمان گذارده... ...برای شيعه چيز چندان غريبی نيست. بارها تجربه کرده و خواهد کرد... به نظرشما یاد ومهرآنها را چگونه می توانند ازدلهای دوستدارنشان بیرون کنند چقدر کج اندیشند آن جاهلان کوردل. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:43 توسط علی |
|
|
سپاس باد خداوندی که آسمان وزمین را پدید آورد و بسیار کوه و دریا در آن بگستراند که بس برایش ساده بود و هست . که خود گوید من این بکردم در 6 روز و بس برایم ساده بود. که من گر بگویم باش پس خواهد بود. و سپاس باد کردگار نبات را . که از پس آسمان و دریا پدید آمد و در بر و بحر گسترده شد به امر پروردگار که هیچ نتوان کرد به جز از امر او. و او بود که نبات را مولد ساخت از برای غیر نبات که گر اینچنین نبود غیر هم زنده نبود!! و ستایش روا باد بر آن ایزد دانا که حیوان در زمین پدید آورد و ایشان را در همه پراکنده ساخت و امر بفرمود بر ایشان که زنده باشید و لذت برید و خدای را بستایید. و طعام عده ای را در نبات قرار داد و غیر را در بدن نبات خواران تا محافظ باشند از برای نباتات. این همه گفتیم و هیچ نگفتیم. که اگر همه خلق هم گرد آیند نتوانند آنچه را بگویند که تمام باشد. باشد که گوشه ای از لطف حضرتش عیان گردد بر بندگان.
اگر با من نبودش هیچ میلی چراظرف مرا بشکست لیلی پس باز هم به رضایش راضی می مانم که صلاح در این است. و میمانم به امید لطفش. اگر لایق آن باشم!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:18 توسط علی |
|
|
دوستان وهمرهان سخن هرکس باریده ابرفکراو برضمیر ناخودآگاه اوست وکلام هرکس قطرات باران ابروجود اوست، هرکس نمی اندیشد ابروجودش باریدن نتواند وضمیر وجودیش کویری است لم یزرع. نمی دانم چرا باید این خاطره را برای شما تعریف کنم شاید بواسطه سالگرد عهد واخوت من است با این دوست :
تیرماه سال 1365 است نزدیک غروب آفتاب (قبل ازعملیات کربلای 1 – صالح آباد مهران)زمان را که محاسبه میکنم قریب به 21 سال ازآن لحظه جاودانی سپری گردیده است ، دست دردست هم به دامنه تپه ای درنزدیکی مقرگردانهای لشکر می رویم ،آرامش باورنکردنی درجسم وروحم عجین گردیده است،هرگزاین لحظه را ازیاد نبرده ام درروی صخره ای می نشینیم ، او دفترکوچک جیبیش را ازجیب بیرون می اورد،نام 15 تا 16 نفرازبهترین دوستانش راکه باهم عهد اخوت بسته بود به من نشان میدهد که 13 تا 14 نفرشان بخیل شهدا پیوسته بودند . تصورش را هرگزنمی کردم که ناگاه روبه من کرد گفت : نام تونیزدراین دفترثبت می گردد وآنچه را به بهترین هام متعهد گردیده ام با تو نیزعهد می کنم ،زبانم قادربه تکلم نبود ودرباورم نمی گنجید که من لیاقت این عهد واخوت رابایک فرمانده داشته باشم . عملیات با موفقیت به انجام میرسد تا بعد ازچند ماه عملیات خونین کربلای 4 درجزایرام الرصاص وماهی وخرمشهر آغازمی شود وسرانجام عملیات کربلای پنج ،هنوز لحظه لحظه عملیات را درخاطرم زنده است ،درنزدیکترین فاصله ممکن به خط اول دشمن قرار داریم ناگهان برروی نوک خاکریز برادرم را میبینم به طرفش می روم وهمدیگررا دربغل می گیریم ازمن سراغ داداش خود حسین که شب عملیات مجروح گردیده بود می گیرد وبعدازکمی احوال پرسی ازهم خداحافظی می کنیم این آخرین دیدارم بود که هرگزباورنداشتم که می بایست بعد ازچند روز خبرشهادتش را پذیراباشم. اما نحوه شهادتش : بعد ازچند روز جنگ طاقت فرسا قراراست گردان این فرمانده با گردان تازه نفسی جابجا شود. که درحین جابجایی فرمانده گردان تازه نفس به خیل شهداء می پیوندد فرمانده لشکرازاو می خواهد که باتمام خستگی که دارد فرمانده این گردان را نیز به عهده بگیرد او باشوق این مسئولیت را می پذیرد که سرانجام بعد ازچند روزجنگ ودرحین هدف گیری تانک دشمن ،گلوله مستقیم تانک سینه اش را نشانه می گیرد ، تنها این را بگویم زمانی که قراراست مادرش ازجنازه اش خداحافظی کند ازپاهای رشید او خداحافظی می کند.حال که برای شما این خاطره را نقل میکنم پدرومادر اونیز به ابدیت سفرکرده اند. یادش گرامی : شهید تصویر عروج مومن است بسوی حق وهرکه را صعود طالب است نظر کند به جایگاه شهید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 0:16 توسط علی |
|
|
چند نکته آموزنده ازدفترخاطرات اول مدرک معتبر که مستند است براثبات تقوای الهی درانسان ، صبر است ، هرکس درامورش صبور نیست ، بایستی درایمانش تجدید نظر کند. خویش را ازخود ندانید ،ازبرای دیگران زنده باشید ، که زنده بودن ازبرای خویش مرگی است تدریجی. اینکه فرزند کی هستی بی معنی است ، اینکه چیستی وچه می کنی مهم است دوچیزبدرقه راه شما: خیرکثیرحق رعایت امورمربوط به یکدیگروپرداختن به یکدیگر.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم تیر 1386ساعت 23:38 توسط علی |
|
|
اگر این دفترم را هم تمام کنم چه می شود ؟
هیچ همچنان میان این دیوار های پوسیده خواهم ماند . مرا ببخش ، تو تشنگی کویر را می شناختی ، باران شدی و باریدی باریدی بر کویر خشک تنم تا شاید دگر بار جوانه شوقی ، جدار ترک خورده سینه ام را بشکند و به شوق خورشید قامت راست کند . کاش می توانستم دوباره امید را به ساقه نیمه جان نیلوفری که در دلم ریشه دارد پیوند بزنم . ای باران ، تشنه ام ببار تا شاید طراوت تو ، نسیم شورانگیز جان خسته ام باشد و مرا به مهمانی اشک دعوت کند تا قدم در یک تازگی محض بگذارم و بزرگ شوم ! تشنه ام ای باران تشنه تر از کویر ببار و جانم را به وسعت بخشندگی ات جلا بده و روشنی ببخش ببار باران می خواهم پرنده ای باشم و در آسمانی بارانی پرواز کنم ...
تهران-ساعت ۲۱:۲۵ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 21:22 توسط علی |
|
|
سلام دوستان
بالاخره بعد ازچند وقت امشب درمعیت دوست عزیزم که شرح حالشو چندوقت قبل براتون شرح داده بودم،ایشان مارا موعظه و پندی داد ومن هم بواسطه او شما را ازاین پند ناب مطلع می نمایم .
سخن او سخنی برخاسته ازیک روح لطیف است که درحین شنیدن برجان رسوخ می نماید.البته برای ماچند نفر که ازنزدیکترین دوستای این جهانی او هستیم امید است مثمر ثمر واقع گردد.
واما سخن او:
ماجرای خلقت انسان وخلقت جهان آفرینش ونظم درمنظومه شمسی وهرآنچه که درجهان معدوم شدنی عدم را به بودن وهستی مبدل ساخته است تنها وتنها یک بعد اصلی دارد وآن پیکار بشریت با نفس سرکش درونی خویش است وهرآنچه ازحیوان وجاندار واشیاء موجود است ، دانشگاهی است ازبرای هرصاحب عقلی که بداند باید عابد محض خدای قوی قدرت وبلند آوازه ومتصرف درهمه امور طبیعت وماوراء آن است باید عابدش بود وباید دانست که اونیازی به عابد بودن ما ندارد اما هرصاحب همتی را سپاسی است پس درخود شوید وزخود برون گردید تا بدانید که ولی نعمتتان چیست وچگونه باید مدحش گوئید ونیایش. درجهانی که درآن غریضه بایکوت است دیدنها وخواندها ونگرشها بی حاصل است ولی این صاحبان عقول چون نفسی سرکش را درخود دارند باید شاکران بی بدیل درگاه ربوبی حضرت حق باشند . ونه همچون فرشتگان محض ونه همچون فراریان از سپاس گذاری به درگاهش . پس هرآنکس که ربوبی بود،رب، اورا توانا واستوارنگه می دارد،دوستان درآنچه که برشما وارد میشود ازخیروشرکلام وپیام وکتابت،برخود غره نا امید نشوید که این امتحان الهی است . هرآنکس که بیشترتوان مبارزه با شیادی روحی ورنجوری روزگار ومقابله باآن راداشته باشد وقتی با رنج وحرمان وخمودی سلسله اعضاء وجوارحش برآن فائق آید ید الهی دست دردست ربوبیان گذارد،که آن آیتی ازآیات حق است هرکس که درناملایمات شکننده خمود وخموش گردد بداند که روحانیت الهیش دچار نقصان است. پس ربوبیان دراین سرا به دنبال آسایش ورفاه نخواهند بود. آیا شما چگونه؟ پس شمارا بشارت باد به تطبیق امور خویش. پس روشنائی درون را برروشنائی ظاهر وفانی تمرین وممارثت کنید وفائق سازید تلاشتان وگامهایتان بلند. دوستان وهمرهانم جام جسمتان لطیف وبه لطیفی این گل،نظیف وسلامت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 23:42 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نام : علی
وضعیت : متاهل سن :39 |
| پیوندها |
|
ستاره آسمانی (زهرا) زنده رود کمیته آموزش وآگاهی (ircold) آسمان کویرکاشان (ارسلان) صفایی ققنوس (پرنده آسمان) جستجوی فیلم معنی لغات آب وهوای کرمان شادی (رویای آرزوها) magy شرکت اندیشه آزما |
|
RSS
|