![]() |
![]() |
|
|
سفر به روشنایی دل انگیز است. اما؛ رسیدن به آن شاید شورانگیز تر، آنجا که ستارگان به پاکی و زلال آب، صفای باطن دارند. آنجا که سیه رویان زمینی، در برابر خورشید، روی نتوانند تابید. دیگر دروغ نیست، و سیاه را نتوان سپید نشان داد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 9:52 توسط علی |
|
|
چه رازناک ورمزآلود وصیت کردی که درنیمه های شب تورا به خاک بسپارند چه زیبا باران ها برزخم هایت،آبشار ترانه شدند وبرگلبرگ های پیراهنت باریدند!... وچه زیبا گمنامی های مزارت را به معراج مکاشفه بردی تا زائران ضریحت خاص ترین انسان ها باشند... چه رازناک ورمزآلود وصیتی بود وصیت تو که درنیمه های شب تشییعت کنند وچه سخت بود آفتاب را شبانگاهان بردوش بردن... اگر نبود بی نشانی مزارت تنها نشان عظمت زمین وتنها پایگاه اجتماع بشر جز ضریح طلایی نامت نمی شد چه برسرجهان می آمد؟ چه برسر جهان می آمد؟!... What would happen to the world?!... Shaya tajalli |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 23:49 توسط علی |
|
|
دوستان وهمرهانم اندیشه های پاکتان را درراه شناخت پاکان مصروف دارید اگرچنین شود پاک وصالح خواهید شد. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.
وقتي شقايق مرد ، گلهاي باغ همه ماتم گرفتند و از جويبار
خواستند براي گريستن ، به آنها چند قطره آب قرض دهد .
جويبار آهي كشيد و گفت : آن قدر شقايق را دوست داشتم كه
اگر تمام آبهاي من به اشك تبديل شود و آنها را براي مرگ
شقايق بريزم ، باز هم كم است
گلها گفتند : راست مي گويي
چگونه ممكن بود با آن همه زيبايي ، شقايق را دوست نداشت ؟
جويبار پرسيد : مگر شقايق زيبا بود؟
گلها گفتند : شقايق غالباً خم مي شد و صورت زيباي خود را
در آب شفاف تو مي ديد ، پس تو بايد بهتر از هر كس بداني
كه شقايق چقدر زيبا بود جويبار گفت : من شقايق را براي اين دوست مي داشتم چون
وقتی خم مي شد و به من نگاه مي كرد ، من ميتوانستم زيبايي
خود را در چشمان او تماشا كنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 0:1 توسط علی |
|
|
با جدیت وکوشش(درانجام اعمال نیک)بپردازید،برای این سفرآماده شوید،وزاد وتوشه ازاین منزل،فراوان برگیرید. دنیا شما را مغرور نسازد،چنانکه پیشینیان وامتهای گذشته را دراعصار وقرون قبل مغرور ساخت،همانها که شیر ازپستان دنیا دوشیدند، وبه غفلتهای آن گرفتارشدند.مدت آن را به پایان بردند وتازه های آن را کهنه ساختند. ولی سرانجام مسکنهای آنها، گورستان وثروتهاشان میراث برای دیگران گردید.هم اکنون کسی که نزد آنان برود وی رانمی شناسند، وبه آنها که برایشان می گریند اهمیت نمی دهند وبه کسانی که آنهار ا میخوانند پاسخ نمی گویند. اززرق وبرق دنیا برحذرباشید که غدار ا ست ومکار،فریبنده است وحیله گر،بخشنده ای است منع کننده!! پوشنده ای است وبرهنه سازنده، آرامش آن بی دوام،مشکلاتش بی سرانجام ، وبلاهایش جاودانی وقطع ناشدنی!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 1:44 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نام : علی
وضعیت : متاهل سن :39 |
| پیوندها |
|
ستاره آسمانی (زهرا) زنده رود کمیته آموزش وآگاهی (ircold) آسمان کویرکاشان (ارسلان) صفایی ققنوس (پرنده آسمان) جستجوی فیلم معنی لغات آب وهوای کرمان شادی (رویای آرزوها) magy شرکت اندیشه آزما |
|
RSS
|