![]() |
![]() |
|
|
بارالها!! مراقدرت بازوان ده که با آن نهی رانفی وامری راقدرت ببخشم. بارالها!! شکسته باد بازوان قدرت مندی که پایمال حقوق مستمندان را داشته باشد، فربهی ام ده که باآن بارکش مقصد شادی بخش ایتام مسلمین روی زمین گردم، وآن فربهی را نهیفی عطا کن هرآنگاه که با آن اراده کردم که نهی راقدرت ببخشم ،
جهاد را اول درنفسم وسپس درجهد علیه کفر نصیبم کن .
بارالها!! ازنفرت کینه خلایق مرا وهمی نیست ولی از روی ننماندن تنها یادگار معصومت مرا رنجی است ،رنجم را بانمایان کردن رویش وآزادی روحم مددکار باش.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:5 توسط علی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:29 توسط علی |
|
|
اعتماد غرق در باتلاق شک شده آنقدر سرافکنده از امتحان زندگی بیرون آمده که مایوس شده از ابراز وجود در این سراب ، در این بی اعتمادی چه کنم ؟؟؟ ای کاش یکبار دیگر می شد اعتماد را تجربه کرد
ای کاش . . .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:13 توسط علی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 12:40 توسط علی |
|
|
درجامعه کنونی ما گاه ،فقدان عنصر اعتماد،می تواند موفقیت ترین کسب وکارها را به ورطه نابودی واضمحلال سوق دهد. اما سطح بالای اعتماد (درمقابل سطح پائین آن) به خوبی قابل تشخیص است. درروابطی که برپایه اعتماد بالا قرار دارند، حتی اگر شما قادر به رساندن مفهوم مورد نظر خود هم نباشید،افراد،متوجه منظورتان می شوند. اما درروابط مبتنی بر اعتماد پائین،هرقدر هم که حساب شده ودقیق سخن بگویید،بازهم طرف مقابل شما دچار سوء تفاهم می شود. دوستان گلم اعتماد تابعی ازشخصیت وقابلیتهای فردی است، هم می توان آن را ساخت وهم اینکه ویران کرد. اگر شما بتوانید اعتماد یک نفر را جلب کنید، به سرعت سایرین هم به شما اعتماد می کنند. ازسوی دیگرشاید بارها براتون اتفاق نیز افتاده باشه که با صداقت سخن گفتن وبدوراز غرض ومرض قادرخواهید بود ارتباطی را بین بسیاری از مخاطبین ناشناخته خود برقرار کنید که فرسنگها ازشما دورند که هرگزنه نیازبه سخن گفتن با استفاده ازابزار ارتباط جمعی ندارید ، بهش میگن گفتگوی خاموش دلها که بین مخاطبین مشابه پدید می آید،البته درفرهنگ بیگانه گاهی ازاون به عنوان" تله پاتی" نیز نام برده ،شاید بارها براتون اتفاق افتاده که بعضی مواقع می خواهید پیامی یا کلامی را برای کسی القاء کنید، قبل ازاینکه حرکتی رو انجام بدی میبینی با سرعت غیر قابل تصور که زمان آن غیر قابل اندازه گیری است مخاطب شما پیام ونظر شما را گرفته، البته این ایده منه شاید شما هیچکدومتون حرفای منو قبول نداشته باشید ولی خب چون من حرفای فوق را عملا درک کردم وبرام بارهااتفاق افتاده بهشون معتقدشده ام و بهشون ایمان دارم..
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 0:2 توسط علی |
|
|
در تاریکی شب نوریست که هیچ چشمی قادر به یافتن آن در روشنایی روز نخواهد بود.
خداوندا . به من چگونه زيستن را بياموز . چگونه مردن را خود خواهم آموخت. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:15 توسط علی |
|
|
درنظام آفرینش کرنش آنگاه فزونتراز حدش معنی پیدا می کند ،که بعدازاصل لاینقطاع نمازبریک اصل امورات شخصی واجتماعی برآن حاکم باشد ،آن اصل احترام فرزند به اولیاء خویش است ،بی شک هیچ ستاره ای درآسمان محبت الهی درآسمان حیات بشری فوران نور ندارد جزآنکه عشق واکرام به پدرومادر دراو جلوه گرباشد وهیچ حیاتی ومماتی شایستگی مرگ وزندگی را ندارد مگرازبرای اکرام واولیاء صاحب نفس ،پس نفسهای گرم، درهرآینه دردم وبازدم تن بعد ازاقرار به وحدانیت حق اقرار به اکرام واحترام پدرومادر را درلوح زندگی خویش حک کنید وبدانید که ما از آن خدائیم ، وهیچ رسولی پیامبر خدا نگردید مگربه اجر عزبرپدرومادرش وهیچ ابلیسی شیطان صفت نشد مگرازبرای اف بروالدین خویش . پس دوستان تحیت وسلام برشما که سعادت انجام الزامات اجتماعی ودینی را درمورد والدین خویش نصیبتان گردیده وبرآن ممارست می ورزید،خیر دنیا وآخرتتان دعای والدینتان است بزمتان گرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:51 توسط علی |
|
|
همه چیزاز اذهان ما رخت بربسته است ،امروزمادیگربه حقایق عمل نمی کنیم تنها نامشان راتحت واژه ای یدک می کشیم،امروزاعتماد ،صداقت،... همه ازوجود ما رخت بربسته اند،من منتظرتولدی مانده ام که نامش را صداقت گذاشته ام معتقدم که :
صداقت واژه نیست که از برای زینت جملات در مبحث اخلاقی و یا سخنوری بتوان به زبان راند و در مجموع صداقت موضوعی بس ژ رف و عمیق است و از بستر و در اعماقش چه گامهای بلندی که نمی توان برداشت و لی صد افسوس که در جوامع امروزی ان چیزی که درمرام انسانها رنگ و بوی ندارد و به ان پرداخته نمیشود صداقت است .
آیا می دانیم کذب و ریا و خودخواهی و قدرت طلبی و اهانت و هر صفت بدی که می شناسیم با بروز صداقت محو می گردند؟
جامعه مترقی و متمدن معنوی و منسجم دیروز مسلمانان دارای عنوان پر از افتخار صداقت بودند با صداقت ستون دین استوار ُ ، استواری بنیاد خانواده پایدار ، صلابت جامعه دینی مقتدر ودر مجموع پیروزی و حلاوت الهی به ما انسانها با هر دین و ایده ای که باشیم روی می نماید.
راستی چند لحظه چشم ها را ببندید و این حالت را در ذهن و درون خود تجسم نمائید.
آباراستی ما باخودمان صداقت داریم تا بادیگران؟
امروزدیرزمانی است که وآژه های تعالی انسانیت ازمیان ما رخت بربسته وهمه چیز جایش را به دورنگی نیرنگ وفریب داده است.
شاید نه!!! شاید من وآژه های تعالی را که انسانیت رابسوی عالم لایتنهی رهسپارمی کند نمی شناسم.
درکجای راهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:17 توسط علی |
|
|
داستان دو قطعه سنگی که در یک موزه یکی کف پوش شده بود و دیگری مجسمه.... توی یه موزه ی معروف که با سنگ های مرمر کف پوش شده بود, مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بودند که مردم از راه های دورو نزدیک واسه دیدنش به اونجا می اومدن.
و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود؛ با مجسمه؛ شروع به حرف زدن کرد و گفت: "این؛ منصفانه نیست! چرا همه پا روی من می ذارن تا تورو تحسین کنن؟! مگه یادت نیست؟! ما هر دومون توی یه معدن بودیم,مگه نه؟ این عادلانه نیست! من خیلی شاکیم!" مجسمه لبخندی زد و آروم گفت: "یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه, چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟" سنگ پاسخ داد: "آره ؛آخه ابزارش به من آسیب میرسوند." آخه گمون کردم می خواد آزارم بده. آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم." و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که: "ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه. به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم . به طور حتم در پی این رنج ؛گنجی هست. پس بهش گفتم : "هرچی میخوای ضربه بزن ؛بتراش و صیقل بده!" و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم. و هر چی بیشتر می شدن؛بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم! پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن." آره عزیز دلم!رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو . و یادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم. پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم:"خوش اومدی" و از خودمون بپرسیم : "این بار اون لطیف بزرگ چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:17 توسط علی |
|
|
درنظام آفرینش کرنش آنگاه فزونتراز حدش معنی پیدا می کند ،که بعدازاصل لاینقطاع نمازبریک اصل امورات شخصی واجتماعی برآن حاکم باشد ،آن اصل احترام فرزند به اولیاء خویش است ،بی شک هیچ ستاره ای درآسمان محبت الهی درآسمان حیات بشری فوران نور ندارد جزآنکه عشق واکرام به پدرومادر دراو جلوه گرباشد وهیچ حیاتی ومماتی شایستگی مرگ وزندگی را ندارد مگرازبرای اکرام واولیاء صاحب نفس ،پس نفسهای گرم، درهرآینه دردم وبازدم تن بعد ازاقرار به وحدانیت حق اقرار به اکرام واحترام پدرومادر را درلوح زندگی خویش حک کنید وبدانید که ما از آن خدائیم ، وهیچ رسولی پیامبر خدا نگردید مگربه اجر عزبرپدرومادرش وهیچ ابلیسی شیطان صفت نشد مگرازبرای اف بروالدین خویش . پس دوستان تحیت وسلام برشما که سعادت انجام الزامات اجتماعی ودینی را درمورد والدین خویش نصیبتان گردیده وبرآن ممارثت می ورزید،خیر دنیا وآخرتتان دعای والدینتان است بزمتان گرم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:6 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نام : علی
وضعیت : متاهل سن :39 |
| پیوندها |
|
ستاره آسمانی (زهرا) زنده رود کمیته آموزش وآگاهی (ircold) آسمان کویرکاشان (ارسلان) صفایی ققنوس (پرنده آسمان) جستجوی فیلم معنی لغات آب وهوای کرمان شادی (رویای آرزوها) magy شرکت اندیشه آزما |
|
RSS
|